ارزش کوهنوردی در چیست؟

  این نوشتار خوانشی متفاوت از مقالهٔ «ارزش کوهنوردی چیست؟» نوشته  سلیمان مولان است که در مجلهٔ Philosophy Now منتشر شده و در آن دربارهٔ ارزش فلسفی کوهنوردی بحث می‌شود. این متن فقط ترجمه یا بازگویی مقاله اصلی نیست، بلکه خوانشی متفاوت و انتقادی از آن است.  به نظر من، مقاله اصلی نتوانسته بود به شکلی کامل و قانع‌کننده تجربه واقعی کوهنوردی و ارزش‌های نهفته در آن را توضیح دهد.  برخی توصیف‌ها و استدلال‌های نویسنده نیز این تصور را ایجاد می‌کرد که آشنایی او با واقعیت عملی کوهنوردی محدود است و بیشتر از کوهنوردی به عنوان دستمایه‌ای برای صورت‌بندی و دفاع از یک استدلال فلسفی درباره فضیلت استفاده کرده است.  از این رو، در این نوشته کوشیده‌ام ضمن حفظ پرسش فلسفی مقاله، موضوع را از زاویه‌ای نزدیک‌تر به تجربه واقعی کوهنوردان بررسی کنم و تصویری واقعی ‌ و متعادل‌تر و کمتر آرمانی‌شده از رابطه میان کوهنوردی، لذت، خطر، شخصیت و فضیلت ارائه دهم. https://philosophynow.org/issues/174/Whats_the_Value_of_Mountaineering جورج مالوری میل خود به صعود اورست را با این جمله مشهور توضیح داد: «چون آن...

وبلاگ «کوه قاف»

رضا زارعی سال ها است که وبلاگ «کوه قاف» را می نویسد، در بازه ای حدود بیست و دو سال. حالا از مرز شش هزار پست گذشته و این عددها فقط آمار محسوب نمی شوند، بلکه نشانه یک استمرار نادر در حیطه کوهنویسی هستند.


روزی را که وبلاگش را شروع کرد یادم هست، آغاز دوران وبلاگ نویسی فارسی، زمانی که مفهوم وبلاگ با امروز تفاوت داشت. در این سال ها خیلی ها نوشتند و کنار رفتند، اما او نوشت و ماند.


به نظر من، این مسیر بیشتر شبیه کوهنوردی است تا نوشتن. گاهی مسیر مهم تر از رسیدن به قله است، در کوه وقتی به بالای یک مسیر می رسیم، چند لحظه ای بر می گردیم و به راهی که آمده ایم نگاه می کنیم. شایدبرای فهمیدن بهترمسیر شاید برای لحظه ای آرامش. نوشتن زارعی هم همین حس را دارد، حرکت پیوسته و گاه مکثی کوتاه برای دیدن آن چه پشت سر مانده.


زارعی در اولین پست های خود راوی خاطرات سرد بود، خاطراتی از نخستین روزهای حضورش در تیم های ملی و کادر فدراسیون کوهنوردی. اما بعد از مدتی، با فاصله گرفتن از این شیوه، مسیر نوشتن او تغییر کرد. آرام آرام روایت های شخصی کم رنگ شدند و «کوه قاف» شروع کرد به پیدا کردن هویتی مستقل.


به نظرم یکی از کارهای واقعا مهمی که رضا انجام داده، همین فاصله گرفتن آگاهانه از روایت های شخصی و تبدیل کردن کوه قاف به یک موجودیت مستقل است. کوه قاف فقط ادامه نام رضا زارعی، کوهنورد، مربی یا رییس فدراسیون نیست. یک هویت جداگانه دارد، با صدا و منطق خودش. همین استقلال باعث شده بتواند سال ها نقش یک رسانه را در بازتاب اخبار کوهنوردی جهان بازی کند، بدون آن که مرزهای زندگی کاری، مدیریتی و نوشتن در هم مخلوط شوند.


این تفکیک، در ظاهر ساده است، اما در عمل بسیار نادر. شاید همین ویژگی است که کوه قاف را ماندگار کرده، نه به خاطر اسم ها و عنوان ها، بلکه به خاطر وفاداری آرام و پیوسته به نوشتن.


برای او در ادامه این راه آرزوی موفقیت می کنم.

Comments

Popular posts from this blog

احد «میشا» سالکی، چهره ای متفاوت

کوهنوردی در شرایط سخت