Posts

احد «میشا» سالکی، چهره ای متفاوت

Image
احد سالکی (که در محافل بین‌المللی کوهنوردی با نام میشا سالکی شناخته می‌شود) در سال ۱۹۵۴ میلادی (۱۳۳۳ خورشیدی) در ایران متولد شد. وی از جوانی به کوه‌نوردی علاقه‌مند شد و تسلط او به زبان‌های خارجی باعث گردید که در نوجوانی به ترجمهٔ متون کوه‌نوردی بپردازد.  یکی از اولین فعالیت‌های شاخص او ترجمهٔ کتاب «حماسه نانگاپاربات» اثر دکتر کارل هرلیخ‌کوفر (کوهنورد و سرپرست معروف آلمانی) به زبان فارسی بود که در سال ۱۳۵۱ خورشیدی منتشر شد  . این کتاب که روایت تلاش‌های کوه‌نوردان بر قله نانگاپاربات را بازگو می‌کرد، از نخستین آثار کوه‌نوردی به زبان فارسی بود و مقدمهٔ ادبی زیبای آن در سال‌های بعد در میان کوه‌نوردان ایرانی بسیار مشهور شد  .  سالکی در دهه ۱۳۵۰ برای ادامه زندگی و فعالیت‌های کوهنوردی به آلمان غربی مهاجرت کرد و ساکن آن کشور شد . وی در آلمان به تحصیلات عالی در رشته مهندسی ترافیک  پرداخت. و در کنار آن به طور حرفه‌ای به کوه‌نوردی، عکاسی کوهستان و نگارش در این حوزه مشغول گردید. سالکی از دهه ۱۹۷۰ تاکنون مقیم کشور آلمان بوده حضور در برنامه‌های کوه‌نوردی هیمالیا عضو تی...

وبلاگ «کوه قاف»

رضا زارعی سال ها است که وبلاگ «کوه قاف» را می نویسد، در بازه ای حدود بیست و دو سال. حالا از مرز شش هزار پست گذشته و این عددها فقط آمار محسوب نمی شوند، بلکه نشانه یک استمرار نادر در حیطه کوهنویسی هستند. روزی را که وبلاگش را شروع کرد یادم هست، آغاز دوران وبلاگ نویسی فارسی، زمانی که مفهوم وبلاگ با امروز تفاوت داشت. در این سال ها خیلی ها نوشتند و کنار رفتند، اما او نوشت و ماند. به نظر من، این مسیر بیشتر شبیه کوهنوردی است تا نوشتن. گاهی مسیر مهم تر از رسیدن به قله است، در کوه وقتی به بالای یک مسیر می رسیم، چند لحظه ای بر می گردیم و به راهی که آمده ایم نگاه می کنیم. شایدبرای فهمیدن بهترمسیر شاید برای لحظه ای آرامش. نوشتن زارعی هم همین حس را دارد، حرکت پیوسته و گاه مکثی کوتاه برای دیدن آن چه پشت سر مانده. زارعی در اولین پست های خود راوی خاطرات سرد بود، خاطراتی از نخستین روزهای حضورش در تیم های ملی و کادر فدراسیون کوهنوردی. اما بعد از مدتی، با فاصله گرفتن از این شیوه، مسیر نوشتن او تغییر کرد. آرام آرام روایت های شخصی کم رنگ شدند و «کوه قاف» شروع کرد به پیدا کردن هویتی مستقل. به نظرم یکی از کار...

اولین تلاش ایرانیان بر روی گاشر بروم I

  در تابستان سال ۱۳۵۶، گروهی از کوهنوردان کلوپ کوهنوردی و اسکی دماوند، که امروزه با نام باشگاه دماوند شناخته می‌شود، به همراه احد (میشا) سالکی، کوهنورد ایرانی مقیم آلمان، برنامه‌ای برای صعود به قله گاشر بروم یک اجرا کردند. در صورت موفقیت، این برنامه می‌توانست به عنوان چهارمین صعود ثبت‌شده این قله در تاریخ کوهنوردی شناخته شود. با این حال، تیم ایرانی که نسبت به فصل مناسب صعود با تأخیر به منطقه رسیده بود، تا ارتفاع حدود ۷۱۰۰ متر پیشروی کرد و در نهایت به دلیل شرایط نامساعد جوی ناچار به بازگشت شد. این تیم تنها گروه فعال در منطقه بود و تمامی مسیرها را بدون استفاده از شرپا یا باربر ارتفاع بالا و با اتکا به توان اعضای خود ثابت‌گذاری کرد. در جریان اجرای برنامه، اختلاف‌نظرهایی میان احد سالکی و سایر اعضای تیم به وجود آمد که در نهایت به جدایی او از گروه و بازگشتش به ایران انجامید. سالکی در آن دوره از چهره‌های شناخته‌شده کوهنوردی ایران به شمار می‌رفت و پیش‌تر در محافل کوهنوردی درباره برخی برنامه‌های بین‌المللی، از جمله صعود مشترک ایران و ژاپن به ماناسلو، اظهارنظرهایی مطرح کرده بود. بازگ...

کوهنوردی در شرایط سخت

  دیدگاه   کوهنوردی در شرایط سخت، در نگاه نخست، می‌تواند یکی از بی‌معنی‌ترین رفتارهای انسان مدرن به نظر برسد. انسانی که خود را عقلانی، محاسبه‌گر و آینده‌نگر می‌داند، آگاهانه وارد موقعیت‌هایی می‌شود که در آن‌ها خطر مرگ، آسیب جدی و فرسودگی روانی بالاست، بی‌آنکه دستاوردی عینی، پایدار یا قابل انتقال به دیگران حاصل شود. اگر معیار معنا را سود، کارکرد یا پیشرفت قابل اندازه‌گیری بدانیم، کوهنوردی سخت رفتاری ناسازگار با منطق خودِ مدرنیته است. با این حال، این داوری تنها زمانی معتبر است که معنا به عقلانیت ابزاری فروکاسته شود. در لایه‌ای عمیق‌تر، کوهنوردی سخت را می‌توان واکنشی به زیست بیش‌ازحد ایمن، پیش‌بینی‌پذیر و کنترل‌شده انسان مدرن دانست. کوه در این معنا نه هدف، بلکه موقعیتی وجودی است. جایی که فرد با محدودیت بدن، شکنندگی اراده و بی‌تفاوتی جهان طبیعی مواجه می‌شود. مواجهه‌ای که نه وعده رستگاری می‌دهد و نه تضمین معنا. اما همین‌جا مرزی اخلاقی و فلسفی شکل می‌گیرد. صعود بی‌مسئولیت این مواجهه را به ضد خود بدل می‌کند. جایی که خطر نه پذیرفته، بلکه انکار می‌شود. چنین صعودی نه تمرین آگاهی، ...